وقتی که امام زمان علیه السلام ازشهادت ابایی ندارد،پس غیبت چرا؟
امام غایب نیز مانند پدرانش از کشته شدن در راه دین باکی ندارد؛ لیکن، کشته شدنش به صلاح بشریت و دین نیست.
زیرا هر یک از پدرانش که از دنیا رحلت مینمود، دیگری جانشین میشد؛ ولی امام زمان علیه السلاماگر کشته شود
جانشینی ندارد. در صورتی که مقدّر شده است که عاقبت، حق بر باطل غالب شود و به واسطه وجود مقدس امام
دوازدهم، دنیا به کام حق پرستان گردد.
مگر خدا قدرت حفظ امام را ندارد؟
با این که قدرت خدا محدود نیست، لیکن کارها را بر طبق اسباب و از مجرای عادی انجام میدهد. بنا نیست برای حفظ
وجود مقدس انبیا و ائمه و ترویج دین، از روش عمومی اسباب و علل دست بردارد وگرنه دنیا دار تکلیف و اختیار و
امتحان نخواهد شد.
شاید ستمکاران تسلیم میشدند؟
از آغاز عالم تا حال، همیشه گروهی در بین بشر وجود داشتهاندکه دشمن حق بوده و برای پایمال کردن آن با تمام قوا
کوشیدهاند. مگر پیامبران و ائمه اطهار، حق نمیگفتند؟ مگر سخنان حق و معجزاتشان در دسترس نبود؟ حضرت
مهدی (عج) نیز اگر از ترس ستمکاران غایب نشده بود به سرنوشت آنان گرفتار میشد.
مراد از غیبت صغری و کبری چیست؟
امام دوازدهم دو مرتبه از دیده مردم مخفی شد. مرتبه اول از سال تولدش- 255 یا 256 هـ.ق- یا از سال وفات پدرش-
سال 260 هـ.ق- شروع شد و تا سال 329 هـ.ق امتداد یافت. در طول این مدت گرچه از نظر عامه مردم غایب بود،
لیکن ارتباطات او کاملاً منقطع نبود؛ بلکه نوّاب خاص خدمت ایشان رسیده و احتیاجات مردم را مرتفع مینمودند.
غایب بودن در این 69 یا 74 سال را غیبت صغری گویند.
غیبت دوم از سال 329 هـ.ق، که سال اتمام نیابت خاصه بود، شروع شد و تا زمان ظهور امتداد دارد. این را غیبت
کبری گویند. پیغمبر اکرم و ائمه اطهار قبلاً از وقوع این دو غیبت خبر داده بودند.
آیا غیبت کبری حدّی دارد؟
حدی معین نشده؛ لیکن احادیث دلالت میکنند که مدتش به قدری طولانی میشود که گروهی به شک میافتند. از باب
نمونه: امیرالمومنین علیه السلامدرباره حضرت مهدی فرمود:
«غیبتش به قدری طولانی می شود که شخص جاهل می گوید: خدا به اهل بیت پیغمبر احتیاجی ندارد.»
حضر حضرت سجاد علیه السلامفرمود:
«یکی از خصایص نوح در قائم وقوع خواهد یافت و آن طول عمرش می باشد...».
چرا از اول، غیبت کامل واقع نشد؟
غایب شدن امام و رهبر جامعه، آن هم، زمانی طولانی، امری است که باور کردنش برای مردم دشوار است؛ از این
جهت، پیغمبر و ائمه اطهار(ع) تصمیم گرفتند که کم کم مردم را با این موضوع آشنا سازند و افکار را برای پذیرش آن
آماده نمایند؛ لذا گاه و بی گاه از غیبتش خبر داده، گرفتاری های مردم آن عصر و انکار و سرزنش منکرین و ثواب
ثبات قدم و انتظار فرج را گوشزد می نمودند. از این جهت، ابتدا غیبت صغری شروع شد تا شیعیان در آن ایّام، به
وسیله نوّاب با امام خود تماس گرفته علایم و کراماتی را مشاهده نمایند و ایمانشان کامل گردد؛ اما هنگامی که افکار
مساعد گشت و آمادگی بیشتری پیدا شد غیبت کبری شروع گردید.
نظرات شما عزیزان:

گر نامه ام امضا نکنی حق داری
با این همه عصیان و خطاکاری من
گر چهره هویدا نکنی حق داری
اللهم اشف كل مرضانا به حرمت مولانا الامام مهدي عجل الله تعالي ظهوره
برچسب ها :ادامه مطلب